![]() |
![]() |
|
|
دلم خیلی گرفته ٬ قلبم داره از جا کنده می شه٬ دلم مي سوزه ، برای همه ی زنها و دخترای نادیده گرفته شده ی میهنم٬ برای همه ی زنهایی که مجبورن هوس بازی های شوهراشونو تحمل کنن٬ برای اونایی که طلاق می گیرن و تو این مملکت بی یار و یاور می مونن و بدون هیچ پناهگاه و یار و یاوری باید زندگی اسفناکی رو بگذرونن برای همه ی دخترایی که بازیچه ی دست پسرای هم وطنشون شدن برای همه ی دخترایی که برای سیر کردن شکمشون وجودشونو مي فروشن براي همه ي زنهاي كه تو خونه ي شوهر مثل يك خدمتكار كار مي كنن و جاي محبت چك و لگد مي خورن من حالم داره بهم می خوره٬ از خيلي از مرداي نامرد ايراني از بی غیرتایی که از غیرت فقط حجاب کردن و شاخ شونه کشیدن برای همسر و خواهر مادرشونو یاد گرفتن
بغض گلومو گرفته ٬ گلوم می خواره٬احساس نفرت دارم٬ کاش سنگ صبور کسی نبودم ٬ کاش هیچکس حرفاشو بهم نمی زد ٬ کاش شنونده ی خوبی نبودم٬ شاید اون موقع این حس نفرت و یأس رو نداشتم.
حرفایی رو که از دخترا و زنهای مختلف شنیدم٬ بی رحمی هایی که از مردای مختلف ديدن٬ داستانهای سرشار از عشق و اعتمادی رو که شنیدم و سرنوشت اسفناکشونو دیدم٬ گرچه به من تجربه داد٬ اما حس اعتماد به آدما رو ازم گرفت٬ حسی که بدون اون نمی شه عاشق شد٬ نمی شه دل بست٬ نمی شه فداکاری کرد
ناراحتم، برای همه ی زنای مظلوم میهنم که تعداشون کم نیست٬ برای اونایی که تو این جامعه ی مرد سالار سوختن و دم نزدن، و همه ي اونا يي كه مي سوزن و مي سازن، و اميدوارم در آينده اين تحكم نسبت زن رو نبينيم، و مرداي ميهنم مادرا رو دايه هاي هميشگي ندونن. و همسرا رو اسباب بازي چند روزه ، و دخترارو كالاي تجاري خودشون نكنن. و بفهمن كه غيرت و مردانگي اين نيست كه ناموست رو به قصد كشت بزني كه موهاشو بزنه تو بلكه يعني اينكه اجازه ندي يك قطره اشك از چشاي ناموست بريزه... اين اميده كه باعث مي شه بغضمو قورت بدم و اشكامو تو درياي دلم بريزم. و سعي كنم به آدما بفهمونم كه مرد و زن دختر و پسر همه يك وجوديم ، همه برابريم و براي تكامل هم ساخته شديم ، همين اميده كه بهم مي گه بالاخره روزي مياد كه ريشه هاي خشكيده ي اعتماد تو دلم جونه مي زنن. همين اميده كه از من يه سنگ صبور محكم ساخته... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 5:12 PM توسط INOW |
|
|
سلام چند و قت پيش يه blue tooth به دستم رسيد. يه شعربود از آقاي خليل جوادي ،اسم شعر محكمه ي الهيه، شعر جالبيه . چند خط اولش رو مي نويسم اگه دوست داشتين تا آخرش بخونيد روي ادامه مطلب كليك كنيد فایل صوتی این شعر رو هم توی ادامه ی مطلب گذاشتم می تونید دانلود کنید: محكمه الهي:
همين جوري چشامو بسته بودم، سياهي چشام يه لحظه سر خورد، يه دفعه مثل مرده ها خوابم برد، تو خواب ديدم محشر كبري شده، محكمه الهي برپا شده، خدا نشسته ، مردم از مرد و زن، رديف ،رديف، مقابلش واستادن، چرتكه گذاشته و حساب مي كنه، به بنده هاش عتاب خطاب مي كنه ، ميگه چرا اين همه لج مي كنيد؟ راهتونو بي خودي كج مي كنيد؟ آيه فرستادم كه آدم بشيد... با دلخوشي كنار هم جمع بشيد ... دلاي غم گرفته رو شاد كنيد ... با فكرتون دنيا رو آباد كنيد ... عقل دادم بريد تدبر كنيد ... نه اين كه جاي عقل رو كاه پر كنيد !! من بهتون چقدر ماشالله گفتم ؟! نيافريده بارك الله گفتم ؟!! من كه هواتونو هميشه داشتم ، حتي يه لحظه گشنه تون نذاشتم ! اما شما بازي نكرده باختيد ... نشستيد و خداي جعلي ساختيد ... هر كدوم از شما خودش خدا شد ... از ما و آيه هاي ما جدا شد ... يه جو زمين و اين همه شلوغي؟! اين همه دين و مذهب دروغي؟! حقيقتا شماها خيلي پستين ... خر نباشين گاو نمي پرستين ! از توي جمع يكي بلند شد ايستاد بلندبلند هي صلوات فرستاد !! از اون قيافه هاي حق به جانب ، هم از خودي شاكي هم از اجانب، گفت:چرا هيچكي روسري سرش نيست؟ پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست؟ چرا زنا اين جوري بد لباسن؟! مرداي غيرتي كجا پلاسن؟! خدا بهش گفت : ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 5:38 PM توسط INOW |
|
|
سلام به همگی
اومدم که چند تا کتاب بهتون عیدی بدم کتابای جالب و خواندنی و با ارزشی هستن. امیدوارم شما هم از خوندنشون لذت ببرین و به نتیجه برسین. می تونید با کلیک روی نام هر کتابی که دوست دارید اونو دانلود کنید: ۱.کتاب رمز داوینچی نوشته ی دن بروانُ ترجمه ی حسین شهرابی و سمیه گنجی ۲.کتاب خواندني سينوهه پزشك مصري - قسمت اول ، قسمت دوم ، قسمت سوم ۳. كتاب هزار و يك شب ۴. قصه ي عينكم از رسول پرويزي ۵.کتاب دژ دیجیتالی نوشته ی دن براون ۶. كتاب گيله مرد از بزرگ علوي - پسورد: Password : www.shafighi.com ۷. کتاب تاریخ تمدن اثر ویل دورانت خوب فعلا اینا رو داشته باشید تا بعد فعلا بای
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 فروردین1387ساعت 1:29 AM توسط INOW |
|
|
- گلها جواب زمینند به سلام آفتاب نه زمستانی باش که بلرزانی نه تابستانی که بسوزانی بهاری باش تا برویانی ...
یه سلام تازه به همگی. سال نوتون مبارک .(البته با چند روز تاخیر) امیدوارم سال جدید سال پر باری باشه برامون.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 11:2 PM توسط INOW |
|
|
تازه گيا چند نفر بهم گفتن : " تو مثه سنگي " نمي دونم چرا نتونستم باور كنم، شايدم نخواستم كه باور كنم. شايدم حق با اونا باشه، البته اگه سنگم شده باشم جاي تعجب نداره... آخه چطور مي شه اين همه كينه و نفرت و ظلم و ستم بين آدما ببيني و سنگ نشي؟ چطور مي شه دوست داشتنو باور كني وقتي مي بيني كسي به محبت و دوستي بها نميده! وقتي داستانهاي عشق ومهر و فداكاري و ايثارو فقط توي كتابا و فيلمها مي بينيم و دنياي حقيقي چيزي به جز نفرت و ظلم و زور و فقر و قتل و نامردي و دروغ و تهمت و غرور و بي معرفتي بهت نشون نمي ده! چطور باور كنم محبت وجود داره وقتي مي بينم يه زن بي گناه زير ضربه هاي چك و لگد شوهرش ضجه مي زنه و هيچكس به دادش نمي رسه! وقتي مي بينم يه جون بي گناه براي فرياد زدن حقش مجبور مي شه زندونو تحمل كنه چطوري مي تونم به عدالت خواهي آدما شك نكنم؟! وقتي دانشجوها رو با اخلال گران نظم و امنيت يكي مي كنن و يه تجمع كوچيك دانشجويي رو با ناسزا و توهين و ضرب و شتم و كمك يگان ويژه ي نيروي انتظامي خاموش مي كنن چطوري آزاد انديشي رو باور كنم؟ چطوري همدردي رو باور كنم وقتي مي بينم قشر مرفه جامعه دردمندا رو از ياد بردن و جون آدما سرسوزني ارزش نداره. چطور باور كنم آدما همو دوست دارن در حالي كه بوي مرگ و قتل و شكنجه و اعدام بيگناهان فضاي جهانو پر كرده.... مگه قلب آدما اونقدر بزرگ نيست كه بتونه همه ي آدما رو با هر نژاد و دين و مسلكي با هر مليت و قوميتي با هر عقيده و مرامي تو خودش جا بده و دوستشون داشته باشه؟ اگه قلب آدم گنجايش محبت يه نفر رو داشته باشه آدم چه طور مي تونه تواين دنيا و بين آدماش زندگي كنه؟!! شايد منم سنگ شدم مثه خيلي ها ي ديگه ! اما سنگي كه هنوز بلده گريه كنه.بلده بخنده من هنوز مي تونم ببينم و حرف بزنم، هنوز مي تونم فكر كنم و تصميم بگيرم هنوز مي تونم بنويسم مي تونم بگم نه! مي تونم اشتباهاتمو بپذيرم و جبرانشون كنم. من احساس دارم،اراده دارم ، پس هنوز سنگ نشدم، و مي خوام دوست داشتنو ياد بگيرم، حتي اگه هيچ كس باور نكنه. مي خوام به خودم اين اميد رو بدم كه ديگرانم مي تونن دوست داشته باشن، كه هنوز سياهي زمينو كاملا نگرفته، كه هنوز محبت و ايثار و عدالت و برابري و آزادي افسانه نشدن، كه آدما هنوز سنگ نشدن... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 5:51 PM توسط INOW |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 0:28 AM توسط INOW |
|
|
نمی خواهم بمیرم ٬ با که باید گفت؟ کجا باید صدا سر داد؟ در زیر کدامین کوه؟ که در ذرات هستی ره برد طوفان این اندوه که از افلاک عالم بگذرد پژواک این فریاد ! کجا باید صدا در داد؟ - فضا خاموش و درگاه قضا دور است زمین کر ٬ آسمان کور است نمی خواهم بمیرم ٬ با که باید گفت؟ - اگر زشت و اگر زیبا اگر دون و اگر والا من این دنیای فانی را هزاران بار از آن دنیای باقی دوست تر دارم. - به دوشم گرچه بار غم توانفرساست وجودم گرچه گرد آلود سختی هاست ... نمی خواهم از اینجا دست بردارم! تنم در تار و پود عشق انسانهای خوب و نازنین بسته است. دلم با صد هزاران رشته٬ با این خلق با این مهر ٬ با این ماه با این خاک ٬ با این آب پیوسته است. - مراد از زنده ماندن ٬ امتداد خورد و خوابم نیست توان دیدن دنیای ره گم کرده در رنج و عذابم نیست هوای همنشینی با گل و ساز و شرابم نیست ... جهان بیمار و رنجور است. دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست اگر دردی ز جانش برندارم نا جوانمردی است. - نمی خواهم بمیرم تا محبت را به انسانها بیاموزم بمانم تا عدالت را برافرازم٬ بیفروزم خرد را ٬ مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم به پیش پای فرداهای بهتر گل برافشانم چه فردایی ٬ چه دنیایی! جهان سرشار از عشق و گل و موسیقی و نور است ... نمی خواهم بمیرم ٬ ای خدا ! ای آسمان ! ای شب! نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم مگر زور است؟!
=================================== تقدیم به همه ی اونایی که به زور مردن!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 بهمن1386ساعت 2:23 AM توسط INOW |
|
|
سلام |
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 دی1386ساعت 10:16 PM توسط INOW |
|
|
عجیبه تو مملکتی که خودش دومین صادر کننده ی گاز در جهانه مردم تو فصل سرما اونم سرمای بی سابقه ی امسال با بی گازی مواجه بشن.
هم عجیبه هم خنده داره هم جای تاسف داره. برای مسئولینی که تازه به فکر انتقال گاز به این شهرها شدن.و تازه به این افتخارم می کنن(طبق سخنان وزیر نفت که فرمودند برین از کارگزاران ما فیلم بگیرید که دارن شبانه روز زحمت می کشن تا گاز رو به مناطقی که با قطع گاز مواجه هستند برسونن! نه از مردمی که توی صف نفتن!!!) متاسفم. البته طبق فرمایش مسئولین فقط ۴ تا استان با مشکل بی گازی مواجه هستند: تهران و همدان و تبریز و اردبیل پس مشخص می شه که استان های مازنداران و گلستان واراک ولرستان و سمنان و قم و ... یا جز استان های کشور حساب نمی شن یا اینکه بی گازی اونا مهم نیست و در راس کار قرار نمی گیره!!! البته امشب نامردی نکردن و با چند تا از اهالی شهر گنبد مصاحبه کردن!البته از نوع کاملا کلیشه ای و تکراری... آقا با سرما چه می کنید؟ - سرده اومدیم نفت بگیریم.از هموطنای عزیزم می خوام بخاری هاشون خاموش کنن.فقط یه بخاری روشن باشه!همه برین تو یه اتاق تا بقیه ی هم میهنا توی سرما نمونن!! تقریبا می شه گفت جواب اکثر افراد همین بود.پس ما به این نتیجه می رسیم که مردم ما تاب مشکل بی گازی رو دارن و به هم کمک می کنن. و اصلا از دولت به خاطر ضعف در گاز رسانی به ملت خودش و عدم پیش بینی چنین وضعیتی شکایتی ندارن!! و کاملا منطقیه که برن توی یه اتاق ۳*۴ بشنین بخوابن بخورن درس بخونن و ... اونم توی فصلی که امتحانا پدر آدمو در میاره آخه چه جوری همه برن تو یه اتاق؟ در ضمن تو این وضع خیلی ها مدام از بی برقی هم رنج می برن نمونه اش دوستم که ساری می شینه و کلی از وضع موجود شاکی بود!! از چندین نفر و چندین منبع مطمئن شنیدم که مشکل قطع گاز از طرف ترکمنستان نقص فنی نبوده چون از حدود دو ماه قبل تلویزیون ترکمنستان اعلام می کرده که یا ایران باید قرارداد جدید ما رو قبول کنه یا ما گاز رو قطع می کنیم. اگه واقعا یه همچین چیزیه چرا مسئولین هیچ فکری در مورد مشکل بی گازی هموطنامون نکردن؟ و اگه این طور نیست این چه نقص فنی بوده که حل نشده؟!! چند تا از متخصصین خودمون رو بفرستین کمکشون!! اگه مشکل گاز ترکمنستان حله چرا افت فشار پیدا کردیم؟شاید تو کشوری که خودش منبع گاز نباشه این حرف طبیعی باشه اما تو کشوری که دومین صادر کننده ی گاز جهانه و به این رتبه ی خودش افتخار می کنه چی؟بازم طبیعیه؟ نمی دونم شاید من اشتباه می کنم و باید یه کم نیمه ی پر لیوانو نگاه کنم!!اما آخه چقدر؟تا کی؟ نظر شما چیه دوستان عزیز؟ در اینجا می تونید مطلبی راجع به قطع صادرات گاز ایران به ترکیه و سیاست هوشمندانه ترک ها ببینید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 دی1386ساعت 8:42 PM توسط INOW |
|
|
سلام
یلداتون مبارک امسال یلدای من طولانی تر از هر سال بود و پر از دلشوره و دلواپسی.توی همین شب طولانی که قصد تموم شدن نداشت یه پیام بهم رسید که کلی خوشحالم کرد. هم متن پیام هم اسم نویسندش: محفل آرییاییتان طلایی دلهایتان دریایی شادیتان یلدایی مبارک باد این شب اهورایی شادیهاتون مثه شب یلدا طولانی ... --------------------------------------------------------------------------- نگرانم نمی دونم قراره چی پیش بیاد ... فقط ازتون می خوام دعا کنید تا اوضاع خوب پیش بره...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 دی1386ساعت 9:18 PM توسط INOW |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای مرغ گرفتار بمانی و ببینی
آن روز همایون که به عالم قفسی نیست... |
|
RSS
|