![]() |
![]() |
|
|
انتخابات دهم برگزار شد.
احمدي نژاد دوباره رئيس جمهور شد.ولي مثه هر سال همه چي تموم نشد مردم اعتراض كردن و كانديداي ديگه شكايت كردن و قراره تا 9 روز ديگه نتيجه شكاياتشون اعلام بشه. البته معلومه چه جوابي به ملت مي دن (يعني با تلاش يه عده انسان كارشناس و خبره پاسخ هيات بررسي شكايات مشخص شده) نامه اي كه در ادامه مياد از طريق آينده نگران و طالع بينان خبره به دست من رسيده و كلي اعتبار داره در نوع خودش: متن نامه بدين شرح است: " جنابان كانديده ها(!) در پي شكايات جنابان عالي(يا همون عالي جنابان) مبني بر تقلب در انتخابات دوره دهم(استغفرالله ربي و اتوبو اليه خجالت نكشيدين اين حرف بي ربطو زدين؟) در يك دوره ي 10 روزه پس از كلي تلاش و زحمت بي وقفه و طاقت فرسا در شمارش مجدد آرا(كردان هم نبود بهش بگيم ذهني برامون حساب كنه) كليه ي اعتراضات شما مبني بر انجام تقلب و دزديدن آراي شما توسط كانديد غايب مورد بررسي قرار گرفت و بايد به اطلاعتان برسانيم كه كليه اعتراضات شما (كه از همون اول گفتيم خيلي بي ربطه) باطل مي باشد (اين وصله ها به دولت عدالت محور-زبونم لال- نمي چسبه). با توجه به تهمت شما سه نفر به كانديد غايب(چند نفر به يه نفر؟) و دزد خواندن وي(اشاره به شعار : راي ما رو دزديده با راي ما پز مي ده) براي ايشان طبق قانون حقي در نظر گرفته مي شود تا پاسخ شما را (باتوجه به اسنادي كه هميشه موجود است) بدهند. اما ايشان چون خيلي علاقه مند به مسائل حاشيه اي نمي باشند از پاسخ
گويي امتناع كردند و فقط انگشت مباركشان را به شما نشان دادند و فرمودند:"
بگم؟؟؟ بگم؟؟" در ضمن به اطلاع مي رساند هيات نظارت با در نظر گرفتن اين حسن اخلاق جناب رئيس جمهور تعداد آراي ايشان را به 30000000 راي افزايش دادند كه به حق برازنده شخص شخيص ايشان مي باشد. شما هم بهتر است دعايي به جان ما بنماييد كه اين آرا را از جيب خودمان به ايشان اعطا نموديم و از آراي شما كسر نكرديم. زنده باد دولت عدالت محور و مستند و تورم كاه(!)"
خوب دوستاني كه خيلي علاقه داشتن ببينن نتيجه ي اين اعتراضات چي مي شه خيالشون راحت باشه كه هيچي نمي شه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 9:15 PM توسط INOW |
|
|
نمردیم و بالاخره یه شب تو TV دیدیم که دو نفر بشینن جلوی روی چند میلیون جمعیت یقه همو بگیرن و همدیگرو متهم کنن و حسابی همه چیزو بریزن به هم و بی خیال محدودیت و این حرفا باشن. مناظره میر حسین موسوی و احمدی نژاد رو می گم. دو تا از کاندیدای رئیس جمهوری ایران.می شه گفت این مناظره بیشتر به یه مسابقه پته رو آب ریزون شباهت داشت . احمدی نژاد که با حرفایی که زد و آدمایی که زیر سوال برد همه ی نظام و شخصیتاشو برد زیر سوال که این کارش ایول داره فقط از پس خودش بر میومد،موسوی هم که با برنامه ریزی دقیق و سیاستی که داشت دست پیش گرفت که پس نیفته بعد از صبر و متانتی که اول نشون می داد در نهایت حسابی داغ کرد و برای احمدی نژاد خط و نشون کشید و بهش توصیه اخلاقی کرد که این کم نیاوردن جلوی رئیس دولتم ایول داره.
اما نمی شه گفت که کدوم یکی برنده شدن ، موسوی با بی جواب گذاشتن بعضی سوالا تو ذهن ملت یه خورده ابهام ایجاد کرد،احمدی نژادم با نشانه گرفتن انگشت اتهام به سمت بقیه یه جورایی خواست خودشو بی گناه جلوه بده که البته این کارش خیلی ضایع و بی سیاست بود.درست مثه عملکردش تو جوامع بیت المللی تو این 4 سال. احمدی نژاد با زیر سوال بردن هاشمی و مفسد اقتصادی خوندنش عملا نظام رو برد زیر سوال خیلی خنگه =)) هاشمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظامه همین طور رئیس مجلس خبرگان رهبریه یعنی کسی که به کارای رهبر نظارت داره ، وقتی مفسد باشه و اشرافی گرایی رو ایجاد کرده باشه مسلما صلاحیت رهبر و کلا نظام میره زیر سوال یه جورایی کلا چیزی که اکثر مردم جرات حرف زدن ازش رو نداشتن و می ترسیدن به خاطر گفتنش بیفتن زندون احمدی نژاد در کمال حماقت و راحتی گفت و یه لیوان آبم روش خورد و با این کارش کار خودشو سخت تر کرد چون از فردا خیلی از همین گردن کلفت ها برای رای آوردن موسوی هر چی بتونن مایه می ذارن. البته درسته که احمدی نژاد حرفایی رو زد که خیلی از ما دوست داشتیم بشنویم ولی یه نکته هست ،اگه احمدی نژاد واقعا با اینا مشکل داشت و از کارایی که کردن باخبر بود و بی قانونی هایی که انجام شده رو می دونست چرا تو این 4 سال جولوشو نگرفت؟ چرا حالا که بازاره انتخابات داغه از این مسائل پرده برمی داره و همه رو با خاک یکسان می کنه؟ چرا تو این 4 سال دانشجویی که از تحصیل محروم شده رو نادیده گرفته و کسی که به نظام انتقاد کرده رو زندونی کرده و حالا که نوبتش داره تموم می شه جبهه ی خودشو عوض کرده؟ به نظرم این کارا و این حرفا فقط واسه نگه داشتن صندلی قدرته ، همین قدرت طلبی باعث می شه که با تمام وقاحت عکس خانوم میر حسین رو جلو چشمش بگیره و بگه زن تو اله و بله ... البته میرحسینم که به قول خودش احساس خطر کرده و اومده وسط و می خواد با این برخوردا مبارزه کنه توضیحات قانع کننده ای نداد و حتی یه جواب درست راجع به دوره نخست وزیری خودش نداد و یه جورایی قضیه رو پیچوند. البته اون سال 68 نخست وزیر بوده و رئیس جمهور یکی دیگه بوده (خامنه ای) و شاید به خاطر همین حرفی از اون موقع نزده چون طرف احمدی نژاد بازم میر حسین نبوده خامنه ای بوده کاش میر حسن اینم به زبون میاورد تا ملت بیشتر کف کنن.
در هر صورت این مناظره هرچند که خیلی سر و صدا کرد ولی در کل تاثیری روی رای مردم نداشت ، اونایی که طرفدار احمدی نژاد بودن بازم هستن اونایی که با میر حسین بودنم همین طور ،اونایی هم که نمیخواستن رای بدن با دیدن این بحث و مراسم پته رو آب ریزونو اعترافات به کمکاری و دزدی تو مملکت مصممتر میشن که رای ندن. تنها خوبی که این مناظره داشت این بود که طعم صحبت بدون سانسور و تعارف (به همین قدرم قانعایم) رو به بیننده چشوند البته این فقط یه پرده ی کوچیک بود که افتاد هنوز خیلی چیزای دیگه برای رونمایی هست و ما ازشون بی خبریم.
تا ببینیم چی می شه و نفر بعدی کیه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 11:48 AM توسط INOW |
|
|
دیروز می خواستم برم تو سایت facebook که دیدم فیلتر شده!
با تعجب دوباره آدرس سایت رو وارد کردم دیدم واقعا سایت فیلتر شده!!!!!!! در حالی که فکم چسبیده بود به زمین زنگ زدم به دوستم دیدم اونم همین مشکل و داره!!!!!!! واقعا کلافه شدم! نمی دونم به چه دلیلی؟با چه فکری؟ با چه استدلالی؟ با چه حقی؟آخه با چه رویی همچین کاری کردن؟!!!!!!!!!!!!!! واقعا دارم از تعجب شاخ در میارم نمی دونم توی این سایت عضوید یا نه!اگه عضوید که می دونید اگه نیستیدم من بهتون می گم: این سایت یه سایت اجتماعیه یه جامعه مجازی که آدمای مختلفی از سراسر دنیا توش عضون یه محیط کاملا اجتماعی که توش می شه با یه هم وطن یا یه آدم از هرکجای دنیا صحبت کرد و بیان عقیده کرد. هر کس می تونه عقاید خودشو توی سایت بیان کنه و دیگران می تونن باهاش موافقت کنن یا مخالفت... اونجا می شه خیلی راحت با یه آمریکایی حرف زد بدون اینکه دشمنی در بین باشه می شه با یه یهودی یه مسیحی و یه مسلمون دیگه صحبت کرد و ازشون چیز یاد گرفت می شه از عقاید دوستات آگاه شی و بفهمی که چی تو مخشونه! میتونی تو کلوبها و انجمن ها عضو شی میتونی توی کوئیزای بامزه ی اون شرکت کنی و خیلی چیزای دیگه... واقعا در عجبم که چطوری تونستن این سایت رو فیلتر کن ! خیلی رو می خواداااااااا این قدر مارو له می کنن اونوقت ازمون انتظار دارن که توی انتخابات شون به صورت پرشور شرکت کنیم! آخه با چه رویی؟ البته ملت ما که همه عضو facebook نیستن اونایی هم که هستن به درک ملت بازم می رن پای صندوقا و حماسه می آفرینن آخه این طوری روح امام شاد می شه و پیامبر خوشحال می شه (واقعا خوشحال می شه؟) اصلا ملت باید توی صحنه سیاست شرکت داشته باشن حتی اگه این صحنه ۴ سال یه بار و سر صندوقای رای باشه. کاری به کار این نداشته باشن که سیاست چیه و سیاستمدار کیه و دنیا دست کیه مهم اینه که نشون بدن تو صحنه هستن.
واقعا امام علی حق داشت که می گفت: " هر ملتی لایق همان حکومتي است که بر آنها حکمراني می کند"!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 0:16 AM توسط INOW |
|
|
HAPPY NEW YEAR
...+ پیشاپیش سال نو مبارک +... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 30 اسفند1387ساعت 0:0 AM توسط INOW |
|
|
خوب ، خیلی چیزا هست که می شه در موردشون نوشت ، زمستون ، سال نو میلادی ،ماه محرم ، عاشورا ، امتحانات و ... همه ی اینا سوژهای خوبی برای نوشتنن ، اما دل و دماغی برای نوشتن در مورد اینا ندارم ،شاید واسه اینه که رو همه ی اینا یه چیزی سایه انداخته ، یه چیزی که باعث شده همه ی اینا رنگ خودشونو از دست بدن و خاکستری بشن ، یه چیزی مثه یه سکوت بزرگ مقابل یه ظلم بزرگتر ، یه چیز ننگین که داغش تا همیشه رو پیشونی بشریت می مونه ، به خاطر سکوت مقابل یه بی انصافی و بی عدالتی بزرگ ، یه جنگ نابرابر ! جنگی که مو رو به تن هر آدمی سیخ می کنه ، جنگی که بیشترین کشته هاش زنها و بچه هایی بودن که شمارش معکوس رو برای اومدن سال نو شروع کرده بودن ، یا بهتر بگم شمارش معکوس برای اومدن مرگشون ... فکر کنم دیگه چیزی به اسم وجدان بیدار برامون نمونده، تنها چیزی که داریم یه وجدان خواب و دو تا چشم بسته و دو تا گوش کره ، زبونامون که همیشه خوب می جنبن چی شده که یهو لال شدن؟؟! ما داریم کجا می ریم؟ زنده موندن رو به چه قیمتی تحمل می کنیم؟ به قیمت پست شدن؟ به قیمت هار شدن ؟ به قیمت وحشی شدن؟ نه ... حتی وحشی هام این کاری رو که ما با خودمون میکنیم نمی کنن! حیونای وحشی رو نگاه کن ، هیچوقت به هم نوع خودشون آسیب نمی رسونن ، کی تاحالا دیده شیرا علیه هم بجنگن ، یا ببرا همدیگرو بکشن؟؟ آخه کی دیده که هم نوع هم نوع رو بکشه، شکنجه کنه ، آزار بده ؟ به خدا حیونا که حیونن این کارو با هم نمی کنن، پس چرا ما...؟؟؟ مگه ما بنی آدم نیستیم؟ مگه سعدی نگفته بود که اعضای یه پیکریم؟ مگه این شعرو قاب نگرفتیم نزدیم سردر سازمان مللمون؟ مگه دم از حقوق بشر و کرامت انسانی و ... نمی زدیم؟ پس چی شد؟؟ چرا جلوی یه قلدر سکوت کردیم؟ چرا حاضر شدیم به کسی که حقوق بشرو نادیده گرفته چیزی نگیم؟ چرا یادمون رفت که انسانیم؟ خیلی از مردم اومدن و به این ظلم و بی عدالتی اعتراض کردن.تو خیلی از کشورها تظاهرات ضد جنگ داشتیم ،تو خیلی هام نداشتیم ، شاید نمی خواستن خاطره ی خوش کریسمس 2009 شون با جنگ و خون و مرگ و بی عدلی قاطی شه ! شاید بهتره که چشاشونو ببندن و هدیه های کریسمسشونو باز کننن و به هم تبریک بگن و آروم بخندن تا وجدانشون بیدار نشه ... شاید فکر میکنن کشته شدن یه هم نوع اونم تو شب سال نو دلیل کافی و خوبی برای به هم خوردن شادی کریسمس نیست ... نمی دونم اگه یه روز کریسمس اونا ، روز مرگ و جنگ و خون باشه از بقیه آدما و هم نوعاشون چی می خوان و چه انتظاری دارن؟!...
یاد شعر نیما افتادم:
... آی آدمها، آی آدمها، که در ساحل نشسته شاد و خندانید، یک نفر در آب دارد می سپارد جان... آی آدماها ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 دی1387ساعت 1:51 PM توسط INOW |
|
|
سلام
یه سلام زمستونی،البته نه به سردی برف و یخ زمستون ، یه سلام به گرمی همه ی دلای مهربون که تو سرمای زمستون خیلی می چسبه ، الان ساعت 50 دقیقه ی صبح 30 آذره ، یعنی ما 50 دقیقه ست که وارد کوتاه ترین روز سال شدیم و منتظریم که بلندترین شب سال از راه برسه ، شبی که وقتی می رسه خیلی کیفور می شیم و کلی آجیل ماجیل و شیرینی شکلات و هله هوله با چاشنی شادی و خنده و مهر و صفا و صمیمیت رونه دل و معده خودمون می کنیم. یه شب طولانی که یه دقیقه وقت اضافه نسبت به شبای همسایه اش داره و همین یه دقیقه ماها رو دور هم می کشنونه تا اونقدر بگیم و بخوریم و بخندیم تا بلندی این شب برامون به کوتاهی روزش بشه و وقتی تموم شد همه با ناله بگیم ااااااااااااااااااای بابا چه زود تموم شد؟!
یلدا شب قشنگیه یه سنت جالب که خوشبختانه تو زندگی ما ایرانیا جریان داره ، چقدر خوشحالم که یلدا مال ماست یه جشن شاد و اصیل و پر خاطره که آدم با اومدنش احساس شادی می کنه ، وقتی مردمو می بینی که بغل بغل آجیل و میوه خریدن و شاد و خوشحال دنبال بهترین هندونه برای یلداشونن احساس می کنی که عید اومده ، اونم اول زمستون ! شیرینی فروشیها شلوغ تر از همیشه و خیابونای سرد پر از همهمه ی گرم آدما میشه ، آدم حس می کنه زندگی جریان داره و سرمای زمستون هنوز زندگی و آدما رو منجمد نکرده . من یلدا رو خیلی دوست دارم به خاطر همه ی احساس خوشبختی که بهم می ده ، همه ی حرفا و جکهایی که تو این شب به هم میگیم. به خاطر همه ی خاطره های جذاب زندگی مون که تو این شب برا هم تعریف می کنیم، برای فالای حافظش برای تبریک گفتنشاش برای خوردنیاش، برای هندونش که حسابی می چسبه و برای دل دردای صبح بعدش :D همه ی اینا یعنی اینکه زندگی ما جریان داره یعنی ما میتونیم تو سردترین روزا گرمترین جمع و داشته باشیم می تونیم خیلی ساده خوشبختی رو احساس کنیم. یه جور دیگه می شه گفت یلدا یه سلامه ،یه سلام گرم به روزای سرد زمستون تا به زمستون بگیم هرچقدم سرد باشه با ما گرمی دلامون گرم می مونیم...
امیدوارم یلدای شمام دوست داشتنی و خاطره انگیز و گرم باشه
--'.+* یلداتون مبارک *+.'-- |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 آذر1387ساعت 1:31 AM توسط INOW |
|
|
اين روزا صحبت از حقوق بشر و حق طبيعي و كرامت انساني و حقوق انساني زياد شده،اينكه آدم هركجاي دنيا كه باشه ، توي هر كشوري با هر فرهنگ و دين و مرام و مذهب و عقيده ا ي كه زندگي مي كنه آزاده و به اندازه ي ديگران از زندگيش سهم داره و تا زماني كه سلب كننده ي آزادي ديگران نشده هيچ كس حق نداره اين آزادي رو ازش بگيره. در واقع مي شه گفت رعايت حقوق بشر يه اصله ، يه اصل اساسي كه تك تك مردم دنيا بايد به اين اصل پايبند باشن تا معناي واقعيه زندگي آرام رو بفهمن. اين مساله يه مساله ي مشتركه كه به مرزبندي هاي سياسي و مذهبي و قومي و ... محدود نمي شه. اين روزا اسم انجمن هاي حقوق بشري و فعالين حقوق بشر و ... رو زياد مي شنويم.امروز ديگه خيلي ها مي دونن كه آدما براي زندگي حقوق مساوي دارن. مي بينيم كه فعالان حقوق بشري و گروهاي اجتماعي و سياسي و حتي دولتها از حقوق بشر و كرامت انساني و ... حرف مي زنن. با اين همه بازم شاهديم كه اين حقوق ابتدايي در هيچ كجا به طور كامل رعايت نمي شه ، دولت ها از حقوق بشر به عنوان يه ابزار استفاده مي كنن. يه ابزار براي تبرئه كردن خودشون و متهم كردن ديگران. هر كدوم به نظر خودشون دارن حقوق بشر رو رعايت مي كنن و با ناقضين حقوق بشر برخورد مي كنن!اما در حقيقت فقط به خودشون و قدرت خودشونو كشور خودشون اهميت مي دن. انگار از نظر اونا دنيا فقط كشور خودشونه و تنها مردمي كه از انسانيت و كرامت انساني بويي بردن مردم خودشونن اونم نه همه شون كسايي كه از عملكرد دولتشون راضي باشن حامي حقوق بشر و كسي كه از نقض حقوق بشر تو كشورش حرف مي زنه وطن فروش و ناقض حقوق بشره! اگه كشوري با عملكرد كشور ديگه مخالف باشه دشمن و نقض كننده ي حقوق بشر تلقي مي شه و كشور دوست و موافق از پيش تازان و حاميان حقوق بشر! همه ي كشورا و دولت مرداشون همينن از كشور خودم گرفته تا باقي كشورا. امريكا ايران و ناقض حقوق بشر ميدونه ايران اسرائيل، اسرائيل اون يكي و اون يكي هم يكي ديگه ... حتي گروها و فعالين حقوق بشر هم بيشتر اوقات عملكرد يك طرفه دارن. عملكرد هيچ كس وسيع نيست. هيچ كس حاضر نيست عيباي خودشو ببينه همه در حال پيدا كردن عيب و ايراداي هم ديگن! همه همه چيزو براي خودشون مي خوان يا هم پيمانا و موافقينشون. هركس ايرادي بگيره دشمن تلقي مي شه و هر كي بي جهت تحسين كنه دوسته ! حتي مردمم اول خودشونو هم وطناي خودشونو مي بينن ، همين الان اگه اين سوال از مردم يه كشور پرسيده بشه كه سطح امنيت دفاعي كشورو بالا ببريم يا براي احقاق حقوق بشر در جهان تلاش كنيم اكثرا اولين موردو انتخاب مي كنن.چون خودشون و مملكتشونو مردمشونو مهمتر از ساير مردم دنيا مي دونن، در واقع حقوق بشر و زير پا له مي كنن. حقوق بشر تنها از يه راه احقاق مي شه اونم برداشتن تموم مرزبندي هاي سياسي و قومي و نژادي و مذهبي در عمله، تو گفته هامون اين چيزارو زياد مي گيم اما در عمل بازم به كشور و نژاد و دين و عقيده ي خودمون چسبيديم و حاضر نيستيم چيزي غير از اينا رو تحمل كنيم. تعصب بيجا به اين موارد مارو از حقوق اوليه انساني و كرامت انساني دور مي كنه. وقتي كه ما، همه ي ما، چه شرقي چه غربي ، چه سياه چه سفيد چه سرخ و چه زرد، چه مرد چه زن، چه مسلمون چه مسيحي ،يهودي،زرتشتي و چه بي دين به وجود هم احترام بزاريم و بدونيم كه اين وجود ارزش داره ، بدونيم كه هركس براي اين زنده است كه زندگي كنه و براي اين عقل داره كه راهشو خودش انتخاب كنه ، بدونيم كه وقتي انتظار داريم ديگران به عقيده و نظر ما احترام بزارن خودمونم بايد همين كارو در مقابل انجام بديم، وقتي بدونيم همه با هم برابريم و تنها چيزي كه بين ما تضاد ميندازه تعصباي بيجاي ماست ،تعصبي كه محروميت و شكنجه و جنگ و دشمني و دروغ رو به همراه داره و همه ي اينا تيشه به ريشه ي ما و انسانيت مي زنه ، به روزي فكر مي كنيم كه همه ي اين تمايزات ظاهري كنار بره و همه باهم دوست و برابر و برادر باشن ، روزي كه هيچ مرزي آدما رو از هم جدا نكنه. اون وقته كه مي فهميم معني واقعيه زندگي و آرامش و آزادي چيه. اون روز مياد چون ما مي خوايم و انسان ثابت كرده كه به هرچه كه مي خواد مي رسه ، فقط كافيه بخواد و خودشو ار قيد و بند غرور و تعصب و كوته فكري رها كنه.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 2:39 AM توسط INOW |
|
|
دلم خیلی گرفته ٬ قلبم داره از جا کنده می شه٬ دلم مي سوزه ، برای همه ی زنها و دخترای نادیده گرفته شده ی میهنم٬ برای همه ی زنهایی که مجبورن هوس بازی های شوهراشونو تحمل کنن٬ برای اونایی که طلاق می گیرن و تو این مملکت بی یار و یاور می مونن و بدون هیچ پناهگاه و یار و یاوری باید زندگی اسفناکی رو بگذرونن برای همه ی دخترایی که بازیچه ی دست پسرای هم وطنشون شدن برای همه ی دخترایی که برای سیر کردن شکمشون وجودشونو مي فروشن براي همه ي زنهاي كه تو خونه ي شوهر مثل يك خدمتكار كار مي كنن و جاي محبت چك و لگد مي خورن من حالم داره بهم می خوره٬ از خيلي از مرداي نامرد ايراني از بی غیرتایی که از غیرت فقط حجاب کردن و شاخ شونه کشیدن برای همسر و خواهر مادرشونو یاد گرفتن
بغض گلومو گرفته ٬ گلوم می خواره٬احساس نفرت دارم٬ کاش سنگ صبور کسی نبودم ٬ کاش هیچکس حرفاشو بهم نمی زد ٬ کاش شنونده ی خوبی نبودم٬ شاید اون موقع این حس نفرت و یأس رو نداشتم.
حرفایی رو که از دخترا و زنهای مختلف شنیدم٬ بی رحمی هایی که از مردای مختلف ديدن٬ داستانهای سرشار از عشق و اعتمادی رو که شنیدم و سرنوشت اسفناکشونو دیدم٬ گرچه به من تجربه داد٬ اما حس اعتماد به آدما رو ازم گرفت٬ حسی که بدون اون نمی شه عاشق شد٬ نمی شه دل بست٬ نمی شه فداکاری کرد
ناراحتم، برای همه ی زنای مظلوم میهنم که تعداشون کم نیست٬ برای اونایی که تو این جامعه ی مرد سالار سوختن و دم نزدن، و همه ي اونا يي كه مي سوزن و مي سازن، و اميدوارم در آينده اين تحكم نسبت زن رو نبينيم، و مرداي ميهنم مادرا رو دايه هاي هميشگي ندونن. و همسرا رو اسباب بازي چند روزه ، و دخترارو كالاي تجاري خودشون نكنن. و بفهمن كه غيرت و مردانگي اين نيست كه ناموست رو به قصد كشت بزني كه موهاشو بزنه تو بلكه يعني اينكه اجازه ندي يك قطره اشك از چشاي ناموست بريزه... اين اميده كه باعث مي شه بغضمو قورت بدم و اشكامو تو درياي دلم بريزم. و سعي كنم به آدما بفهمونم كه مرد و زن دختر و پسر همه يك وجوديم ، همه برابريم و براي تكامل هم ساخته شديم ، همين اميده كه بهم مي گه بالاخره روزي مياد كه ريشه هاي خشكيده ي اعتماد تو دلم جونه مي زنن. همين اميده كه از من يه سنگ صبور محكم ساخته... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 5:12 PM توسط INOW |
|
|
سلام چند و قت پيش يه blue tooth به دستم رسيد. يه شعربود از آقاي خليل جوادي ،اسم شعر محكمه ي الهيه، شعر جالبيه . چند خط اولش رو مي نويسم اگه دوست داشتين تا آخرش بخونيد روي ادامه مطلب كليك كنيد فایل صوتی این شعر رو هم توی ادامه ی مطلب گذاشتم می تونید دانلود کنید: محكمه الهي:
همين جوري چشامو بسته بودم، سياهي چشام يه لحظه سر خورد، يه دفعه مثل مرده ها خوابم برد، تو خواب ديدم محشر كبري شده، محكمه الهي برپا شده، خدا نشسته ، مردم از مرد و زن، رديف ،رديف، مقابلش واستادن، چرتكه گذاشته و حساب مي كنه، به بنده هاش عتاب خطاب مي كنه ، ميگه چرا اين همه لج مي كنيد؟ راهتونو بي خودي كج مي كنيد؟ آيه فرستادم كه آدم بشيد... با دلخوشي كنار هم جمع بشيد ... دلاي غم گرفته رو شاد كنيد ... با فكرتون دنيا رو آباد كنيد ... عقل دادم بريد تدبر كنيد ... نه اين كه جاي عقل رو كاه پر كنيد !! من بهتون چقدر ماشالله گفتم ؟! نيافريده بارك الله گفتم ؟!! من كه هواتونو هميشه داشتم ، حتي يه لحظه گشنه تون نذاشتم ! اما شما بازي نكرده باختيد ... نشستيد و خداي جعلي ساختيد ... هر كدوم از شما خودش خدا شد ... از ما و آيه هاي ما جدا شد ... يه جو زمين و اين همه شلوغي؟! اين همه دين و مذهب دروغي؟! حقيقتا شماها خيلي پستين ... خر نباشين گاو نمي پرستين ! از توي جمع يكي بلند شد ايستاد بلندبلند هي صلوات فرستاد !! از اون قيافه هاي حق به جانب ، هم از خودي شاكي هم از اجانب، گفت:چرا هيچكي روسري سرش نيست؟ پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست؟ چرا زنا اين جوري بد لباسن؟! مرداي غيرتي كجا پلاسن؟! خدا بهش گفت : ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 5:38 PM توسط INOW |
|
|
سلام به همگی
اومدم که چند تا کتاب بهتون عیدی بدم کتابای جالب و خواندنی و با ارزشی هستن. امیدوارم شما هم از خوندنشون لذت ببرین و به نتیجه برسین. می تونید با کلیک روی نام هر کتابی که دوست دارید اونو دانلود کنید: ۱.کتاب رمز داوینچی نوشته ی دن بروانُ ترجمه ی حسین شهرابی و سمیه گنجی ۲.کتاب خواندني سينوهه پزشك مصري - قسمت اول ، قسمت دوم ، قسمت سوم ۳. كتاب هزار و يك شب ۴. قصه ي عينكم از رسول پرويزي ۵.کتاب دژ دیجیتالی نوشته ی دن براون ۶. كتاب گيله مرد از بزرگ علوي - پسورد: Password : www.shafighi.com ۷. کتاب تاریخ تمدن اثر ویل دورانت خوب فعلا اینا رو داشته باشید تا بعد فعلا بای
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 فروردین1387ساعت 1:29 AM توسط INOW |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای مرغ گرفتار بمانی و ببینی
آن روز همایون که به عالم قفسی نیست... |
|
RSS
|